تبلیغات
"فروهر بلاگ" - آخرین گفتار کورش کبیر(وصیت نامه کورش بزرگ)
"فروهر بلاگ"
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد"کورش کبیر"
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 اسفند 1388 توسط بهزاد | نظرات ()

 

فرزندان من، دوستان من؛ من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته ام. من آن را با نشانه های آشکار دریافته ام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و آرزوی من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد. زیرا به هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت با من یار بوده است. همیشه نیروی من افزون گشته است آ«چنان که امروز احساس نمی کنم از جوانی ناتوان تر گشته ام.

من دوستان خود را به خاطر نیکویی های خود خوشبخت و دشمنان را فرمانبردار خویش دیدم. زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود ولی اکنون آن را سربلند و بلند پایه می بینم و از انجا که از شکست در هراس بودم، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم ختی در پیروزی های بزرگ خود پا از اعتدال بیرون ننهادم.

در این هنگام که به سرای دیگر می روم و شما و میهنم را خوشبخت می بینم و از این رو می خواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چیزی است شبیه خواب. در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا می کند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود. پس اگر چنین بود که من می اندیشم به آنچه که گفتم و خواهم گفت عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود. اما اگر اینچنین نبود پس از خدای بزرگ بهراسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.

باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد. من شما هردو فرزندم را یکسان دوست دارم ولی فرزند بزرگترم که آزموده تر است کشور را سامان خواهد داد. فرزندانم من شما را از کودکی پنان پرورانده ام که پیران را آزرم بدارند. تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاج را نگاه خواهد داشت. دوستان یکرنگ برای پادشاه عصای مطمین تری هستند. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی نماید. هرکس باید برای خویشتن دوستان یکدل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکو کاری نتوان بدست آورد.

از کژی و ناروایی بترسید. "اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت. ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید، دیری نمی انجامد که ارزشتان در نظر دیگران ازبین خواهد رفت و خوار و زلیل و زبون خواهید شد.

من همه ی عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم. نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت و از همه ی شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود. بنام خداوند و نیاکانان در گذشته ی ما، ای فرزندانم اگر می خواهید مرا شاد کنید نسبت به یکدیگر آزرم بدارید. پیکر بی جان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم در میان سیم و زر بگذارید و هرچه زودتر آن را به خاک باز دهید. چه بهتر از اینکه  انسان به خاک که این همه چیزهای نغز و زیبا می پرورد آمیخته گردد.

من همواره مردم را دوست داشته ام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت می بخشد آمیخته گردم.

هم اکنون در می یابم که جان از بدنم در می گسلد...اگر از میان شما کسی می خواهد دست مرا بگیرد و یا به چشمانم بنگرد تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامی که روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم که کسی پیکرم را نبیند، حتی شما فرزندانم. پس از مرگ بدنم را مومیایی نکنید و در طلا و زیورها و یا امثال آنها نپوشانید و زودتر آن را در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد، چه افتخاری برای انسان بالاتر از اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود. از همه ی پارسیان و هم پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از این که دیگر از هیچ گونه بدی رنج نخواهم برد، شادباش گویند.

پدر همه ی پارسیان "کورش شاه"

 

نظر فراموش نشود...